الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
238
تفسير مجمع البيان (فارسى)
است . و بگفته محمد بن كعب آن آتش افروختن در مشعر است ، و بگفته عكرمه ، آن زبانهاى مردان است كه از بزرگى سخنانشان و گفتههايشان آتش روشن مىشود . ( فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً ) اراده نموده از آن اسب سوارانى كه در وقت صبح بر دشمن شبيخون مىزند ، و البته وقت صبح را ياد نموده است براى اينست كه ايشان در شب به طرف دشمن ميرفتند ، و صبح بر آنها وارد شده و آنها را بقتل رسانيده و يا اسير كرده و اموالشان را بغارت ميبردند ، و اين قول بيشتر از مفسّرين است . و محمد بن كعب گويد اراده نموده شترانى را كه در روز قربان سواران خود را از جمع ( مشعر الحرام ) بمنى بلند ميكنند و سنّت اين است كه بلند نشوند بسواران خود تا صبح شود . و الاغاره : سرعت سير و شتاب در سفر است و از آنست قول ايشان اشرق ثبير كما نغير ( مردم حجاز و حجاج هنگامى كه ميخواستند از مشعر - الحرام بمنى حركت كنند در روز قربان بكوه ثبير كه كوههاى بلند آنجاست ميگفتند اى ثبير همانطور كه ما زود و تند ميرويم تو هم تند بنور آفتاب روشن شو ) . ( فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً ) ميگويند : گرد و دود بلند شد ، و اثرنه ، يعنى او را تهييج نمودم و هاء در به بر گشتش به معلوم يعنى مكان يا وادى مقصودش اينست ، پس البته تهييج كردند بمكانى كه دويدن آنها گرد و غبار داشت .